ميرزا شمس بخارايى
207
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
اشترخانى تنها فرد محلّى است كه اطّلاعات مفيد و فشردهاى از اين منطقه در اثرش نگاشته : « اندخود از شهرهاى ستّهء بلخ است و از اقليم چهارم ، و از غربى دار الملك بلخ به چهار مرحله از او واقع است ، و نهر جيحون بر جانب شمال اوست . به هفت فرسنگى او مفازهاى است مشهور به چول زردك كه واسطه است ميان ربع بلخ و ربع هرات . هوايش به گرمى مايل است و زمينش ريگ بوم و آبش از رودى است كه از جبال جرزوان و غرجستان برمىخيزد . و قريهاى است آنجا مشهور به ديه سيدان و تماميّت سكّان آنجا ساداتند و از محصول آن ولايت ثلثى وقف معيشت ايشان است . قلعهء كوچك دارد و بيرون قلعه ، محلّات و بازار و مساجد و خوانق و مدارس است . و از مزارات متبرّكه ، تربت آتا سنگوجان بابا آنجاست بر جنب شمالى و امير صاحب قران ، امير تيمور گوركان ، را از روحانيت آن جانب فتوحات موفور رسيده بوده ، و پير و مرشد صاحب قرانى امير بركه از سادات اندخوداند . و مشهور نزد اهالى آن حدود آن است كه قلعهء آن شهر به توجه سادات و كرامت آتاسنگوجان بابا در نظر اعدا چنان مىنمايد كه گويا با ابر [ كلّه ] مىسايد . و اين شهر امروز داخل اقطاع اكبر اولاد حضرت خاقانى عبد العزيز سلطان است و مشتمل است اين بلده بر قرى و مزارع بسيار ، همه از آثار معدلت جناب سلطانى معمور و آبادان . بحر الاسرار فى معرفة الاخيار ، مجله آريانا ، س 32 ، ش 3 / 114 - 115 . در سال 1149 ه . رضا قلى ميرزا ، به دستور نادر شاه افشار ، بلخ و اندخود را تصرف كرد . مجمل التواريخ / 378 ؛ بيان واقع / 64 ، 65 . پس از مرگ نادر شاه افشار و تشكيل حكومت درّانيه در ايران شرقى ، اندخوى و سرزمينهاى مجاور آن دستخوش ناآرامى بود ، تا اينكه در سال 1164 ه . به دستور احمد شاه درّانى ، وزير او شاه ولى خان از مرو گذشت و ميمنه و اندخوى و شبرغان را تا بدخشان به تصرف در آورد . سراج التواريخ ، ج 1 / 16 ؛ تاريخ وقايع و سوانح افغانستان / 42 . هر چند كه پس از مرگ احمد شاه درّانى ، اندخوى مانند خوارزم و قندز و بلخ ، خانات جداگانهاى را تشكيل مىداد ، وجود آن در سر راه هرات سبب شده بود كه بارها مورد يورش امراى بخارا و افغانستان و ايران قرار گيرد . تا سال 1840 م ، به خاطر اطاعت خان اندخوى از امراى بخارا ، اين سرزمين از آرامش نسبى برخوردار بود ؛ ولى در سال 1846 م ، حاكم هرات - يار محمّد خان - آنجا را تصرف